Jump to content

هفتم آبان روز بزرگداشت کوروش بزرگ فرخنده باد


Recommended Posts

هفتم آبان روز بزرگداشت کوروش بزرگ، پدر ایران زمین و صدور نخستین فرمان آزادی و حقوق بشر درجهان بر همه شما عزیزان و ایرانیان راستین شاد و فرخنده باد.

 

بر اساس Nabonidus Chronicle (“رویدادنامه نبونئید”، تنها مدرک و سند بازمانده بابلی از همان زمان)، روز ورود کورش بزرگ به بابل را سومین روز از ماه “عَرخ سَمَنه” (هشتمین ماه در گاهشماری بابلی) ضبط کرده است[۱]، که برخی ایرانشناسان بر این باورند این تاریخ با هفتم آبانماه سال ۱۸۹ ایرانی[۲] (۲۹ اکتبر ۵۳۹ پیش* از میلاد) برابر میشود. بدینرونی، ‘کمیته بین المللی نجات دشت پاسارگاد’ در سال ۲۰۰۶ میلادی پیشنهاد داد تا برای بزرگداشت کورش بزرگ و سالگرد صدور حقوق بشر (استوانه کورش بزرگ)، روز هفتم آبانماه روز “کورش بزرگ” نامگذاری شود.

شوربختانه بخاطر آنکه سران و هواداران نظام حاکم بر کشورمان, غیرایرانیان ِ عرب یا مغول نژاد می باشند و همه ذرات وجودشان از ایران و ایرانی تنفر دارد، طبعا این روز بزرگ و ملی در گارشماری رسمی کشورمان نه تنها ثبت نشده است بلکه با آن دشمنورزی کرده و درصدد جلوگیری از آن نیز بر آمده اند، ولی ایرانیان، بویژه آنانی که هنوز خون و شرف ایرانی در رگهایشان جریان دارد، به پیشواز آن رفته و این روز بزرگ ملی را با همه سختی ها جشن میگیرند.[۳]

روزگارتان به شادی و تندرستی در پناه خداواند جان و خرد، آزادی و انسانیت باد.

ادمین خلیج فارس

یاری نامه (منابع، ارجاعات و توضیحات)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱ – Chronicle of Nabonidus

۲ – سرآغاز گاهشماری ایرانی بایستی از بنیانگذاری نخستین دولت ایرانی در سال ۷۲۸ پیش از میلاد، بدست پادشاه بزرگ ایران، دَهیوکَ (دیااکو) باشد. شوربختانه در زمان نظام پیشن و در زمان تغییر سرآغاز گاهشماری، به یک سرآغاز ایرانی، روز تاجگذاری کورش بزرگ در سال ۵۵۹ پیش از میلاد را برگزیدند. با آنکه انگیزه آن روشن و قابل تجلیل است که بخاطر منش و کردار آزادیخواهانه و انساندوستانه کورش بزرگ بوده است، ولی با اینکار، عملا و ندانسته بیش از ۱۶۹ سال از تاریخ کشورمان و دودمان ایرانی مادها را از گاهشماری و تاریخ کشورمان حذف کردند! به امید روزی که گاهشماری ایرانی، در کشور رسمی و جایگزین گاهشماری بیگانگان گردد.

۳ – http://tinyurl.com/l7p8ryy

 

########

درود به همه میهن دوستان

 

هیچ وقت نگید کوروش کبیر چون کبیر عربی هست بگید کوروش بزرگ

روز جهانی کوروش بزرگ بر همه ایرانیان مبارک باد

(( سلطنت کوروش بزرگ ))

هرودوت و کتزیاس , افسانه های عجیبی درباره تولد و تربیت کوروش بزرگ روایت کرده اند,اما انچه از لحاظ تاریخی قابل قبول است این است که کوروش پسر حکمران انشان , کمبوجیه اول است و مادر او ماندانا دختر استیاگ پادشاه ماد است.

 

هنگامی که کمبوجیه با ماندانا ازدواج کرد,شبی استیاگ در خواب میبیند که در شکم دخترش درخت تاکی روییده است.خوابگذاران,این خواب را اینطور تعبیر میکنند که ماندانا پسری به دنیا می اورد که سلطنت استیاگ را از بین میبرد,استیاگ دختر خود را از همدان احضار کرد و او را مانند محبوسی نگهداشت.

بعد از مدتی ماندانا پسری به دنیا اورد شاه ماد او را به یکی از خویشاوندان خود به نام ( هارپاگ ) سپرد تا وی بچه را از بین ببرد , اما هارپاگ طفل را به چوپان خود ( مهرداد ) می سپارد و او کوروش را به جای فرزند مرده خود نگه میدارد.

کوروش بعد از مدتی مجددا به دربار استیاگ راه یافت و به نزد پدر و مادرش کمبوجیه و ماندانا در همدان بازگشت.هارپاگ که از طرف استیاگ به دلیل نا فرمانی شدیدا توبیخ شده و پسر دوازده ساله اش نیز به دستور استیاگ کشته شده بود , کینه پادشاه ماد را به دل گرفت.

او که همواره , درصدد بود انتقام پسر خود را از شاه بگیرد , هنگامی که خبر شکوه و قدرت کوروش در دربار کمبوجیه را شنید در نهان با او مکاتبه میکرد , هدایایی برای او میفرستاد دائما او را بر ضد شاه ماد تحریک میکرد.

در اثر این تحریکات و زمینه سازی هایی که هارپاگ در بین سران و بزرگان مادی انجام داده بود , کوروش مصمم شد پارس را بر ضد ماد بشوراند.

در سال ۵۵۳ ق.م کوروش همه پارس ها را بر علیه ماد برانگیخت. در جنگ بین لشکریان کوروش و ماد , عده ای از سپاهیان مادی به کوروش پیوستند و در نتیجه سپاه ماد شکست خورد.

پس از شکست مادها , کوروش در پاسارگاد شاهنشاهی پارسی ها را پایه گذاری کرد , سلطنت او از ۵۵۹-۵۳۹ قبل از میلاد است.

 

 

Chronicle of Nabonidus

 

The so-called Chronicle of Nabonidus tells us the story of the rule of the last king of independent Babylonia. The text is badly damaged and contains many lacunas. However, it makes clear that the rise of Cyrus was not unexpected: we meet him for the first time in Nabonidus' sixth year (=550 BCE), when Cyrus defeats the Median king Astyages. A second mentioning can be found in year nine, when he defeats the king of a country that is probably to be identified with Lydia (547 BCE).

In addition, we learn that Nabonidus was not present in Babylon for ten years. He seems to have tried to subject Arabia: in year three he took the important town Adummu, which controls the direct road from Babylon to the Gulf of Aqaba. From year seven until year sixteen, Nabonidus stayed in the oasis of Temâ in the Arabian desert, from where he could easily go as far south as the oasis Iatribu (modern Medina).

The events of year seventeen look rather desperate: although the New Year's festival can now be celebrated, several divine guests fail to attend - suggesting that their home towns were under siege. We also learn about a short invasion by soldiers from the Sea Land.

Throughout this text, 'Akkad' means Babylonia; the first years show Babylonian military activity in Syria and the southeast of modern Turkey.

[First line destroyed]

Accession year (556 BCE): ... he lifted. The king brought their [lacuna] to Babylon.

First year (555): They did [unintelligible] and he did not lift his [lacuna]. All their families [lacuna]. The king called up his army and [marched?] against the country Hume. [lacuna]

Second year (554): In the month Tebitu in the country of Hamath [lacuna]

Third year (553): In the month of Abu, to the Amananus [in Cilicia], the mountains of [many?] fruit trees. All kinds of fruits he sent to Babylon.

The king fell sick, but he recovered. In the month Kislimu, the king called up his army and [joined forces with king?] Nabu[lacuna] of Amurru and marched to [lacuna]. Against the town Adummu they pitched camp [lacuna] the town Shindini [lacuna] he killed him.

Fourth year (552): [lacuna]

Fifth year (551): [lacuna]

Sixth year (550): King Astyages [litt: Ištumegu] called up his troops and marched against Cyrus [Kuraš], king of Anšan [i.e., Persia], in order to meet him in battle. The army of Astyages revolted against him and in fetters they delivered him to Cyrus. Cyrus marched against the country Agamtanu [the Median capital Ecbatana, modern Hamadan]; the royal residence he seized; silver, gold, other valuables of the country Agamtanu he took as booty and brought to Anšan. The valuables of [lacuna]

Seventh year (549): The king stayed in Temâ; the crown prince, his officials and his army were in Akkad. The king did not come to Babylon for the [New Year's] ceremonies of the month of Nisanu; the image of the god Nabu did not come to Babylon, the image of the god Bêl [= Marduk] did not go out of Esagila in procession, the festival of the New Year was omitted. But the offerings within the temples Esagila and Ezida were given according to the complete ritual; the urigallu-priest made the libation and asperged the temple.

Eighth year (548): [lacuna]

Ninth year (547): Nabonidus, the king stayed in Temâ; the crown prince, his officials and his army were in Akkad. The king did not come to Babylon for the ceremony of the month of Nisanu; the god Nabu did not come to Babylon, the god Bêl did not go out of Esagila in procession, the festival of the New Year was omitted. But the offerings within the temples Esagila and Ezida for the gods of Babylon and Borsippa were given according to the complete ritual.

In the month of Nisanu the fifth day, the mother of the king died in the Walled Camp, which is on the banks of the Euphrates, above Sippar. The crown prince and his army were in deep mourning for three days, an official weeping was performed. In Akkad, an official weeping on behalf of the mother of the king was performed in the month of Simanu.

In the month of Nisanu, Cyrus, king of Persia, called up his army and crossed the Tigris below the town of Arbela. In the month of Aiaru he marched against the country Ly[lacuna; probably Lydia], killed its king, took his possessions, put there a garrison of his own. Afterwards, his garrison as well as the king remained there.

Tenth year (546): The king stayed in Temâ; the crown prince, his officials and his army were in Akkad. The king did not come to Babylon for the ceremonies of the month of Nisanu; Nabu did not come to Babylon, Bêl did not go out of Esagila in procession, the festival of the New Year was omitted. But the offerings within the temples Esagila and Ezida for the gods of Babylon and Borsippa were given according to the complete ritual.

In the month Simanu, the twenty-first day [lacuna] of the country of the Elamites in Akkad [lacuna] The governor of Uruk [lacuna]

Eleventh year (545): The king stayed in Temâ; the crown prince, his officials and his army were in Akkad. The king did not come to Babylon for the ceremonies of the month of Nisanu; Nabu did not come to Babylon, Bêl did not go out of Esagila in procession, the festival of the New Year was omitted. But the offerings within the temples Esagila and Ezida for the gods of Babylon and Borsippa were given according to the complete ritual. [large lacuna, containing years #12, #13, #14, #15] ... Tigris. In the month of Addaru the image of Ištar of Uruk [lacuna] The army of the Persians made an attack.

Seventeenth year (539): Nabu went from Borsippa for the procession of Bêl [lacuna] The king entered the temple of Eturkalamma; in the temple he [lacuna]. The Sea Country made a short invasion. Bêl went out in procession. They performed the festival of the New Year according to the complete ritual [April, 4].

In the month of [Abu?] Lugal-Marada and the other gods of the town Marad, Zabada and the other gods of Kish, the goddess Ninlil and the other gods of Hursagkalama visited Babylon. Till the end of the month Ululu all the gods of Akkad -those from above and those from below- entered Babylon. The gods of Borsippa, Kutha, and Sippar did not enter.

In the month of Tashritu, when Cyrus attacked the army of Akkad in Opis[i.e., Baghdad] on the Tigris, the inhabitants of Akkad revolted, but he [Cyrus or Nabonidus?] massacred the confused inhabitants. The fifteenth day [October 12], Sippar was seized without battle. Nabonidus fled. The sixteenth day, Gobryas [litt: Ugbaru], the governor of Gutium, and the army of Cyrus entered Babylon without battle. Afterwards, Nabonidus was arrested in Babylon when he returned there. Till the end of the month, the shield carrying Gutians were staying within Esagila but nobody carried arms in Esagila and its buildings. The correct time for a ceremony was not missed.

In the month of Arahshamnu, the third day [October 29], Cyrus entered Babylon, green twigs were spread in front of him - the state of peace was imposed upon the city. Cyrus sent greetings to all Babylon. Gobryas, his governor, installed subgovernors in Babylon.

From the month of Kislimu to the month of Addaru, the gods of Akkad which Nabonidus had made come down to Babylon, were returned to their sacred cities.

In the month of Arashamnu, on the night of the eleventh, Gobryas died [November 6].

In the month of Adarru, the [lacuna] day, the wife of the king died. From the twenty-seventh day of Adarru till the third day of Nisanu [March 20-26], an official weeping was performed in Akkad. All the people went around with their hair disheveled. When, the fourth day [March 27] Cambyses, son of Cyrus, went to the temple of [unintelligible], the epa-priest of Nabu who [lacuna] the bull [lacuna] They came and made the weaving by means of the handles and when he led the image of Nabu [lacuna] spears and leather quivers, from [lacuna] Nabu returned to Esagila, sheep offerings in front of Bêl and the god Mârbîti. (This translation was made by A. Leo Oppenheim and is copied from James B. Pritchard's Ancient Near Eastern texts relating to the Old Testament, 1950 Princeton. Some minor changes have been made.)

 

 

 

****

 

 

سالگرد صدور منشور کورش، پدر حقوق بشر، را گرامي بداريم

 

 

 

و خانه و شهر و آرامگاه او را از ويراني نجات دهيم

 

کميته بين ا لمللي نجات، بار ديگر روز بيست و نهم اکتبر همزمان با هفتم آبان ماه را به عنوان «روز کورش» بزرگ گرامي مي دارد. اين روز يکي از روزهاي ماهي است که تاريخ نويسان آن را ماه ورود کورش به بابل و صدور منشور کورش مي دانند؛ منشوري که نکات مطرح در آن ـ يعني : الغاي تبعيضات نژادي و ملي، آزادي انتخاب محل اقامت، الغاي برده داري، آزادي دين و مذهب و تلاش براي صلح پايدار ميان ملت ها ـ پس از قرن ها همچنان زنده، روشن و مورد تاييد و احترام همه ي کساني است که به ارزش انسان، و حقوق انساني او باور دارند.

اين منشور، که بيش از 25 قرن قبل از تصويب اعلاميه حقوق بشر از سوي مردمان ايران زمين و از زبان کورش بزرگ به جهانيان هديه شد، در سال 1350 / 1971 از سوي سازمان ملل متحد به عنوان اولين اعلاميه حقوق بشر جهان شناخته شد و نام سرزمين ما را به عنوان اولين سرزميني که صداي حقوق بشر از آن برخاست در جهان ثبت کرد.

کميته نجات پاسارگاد يک بار ديگر و به اين مناسبت دست ياري به سوي مردمان ايران و جهان دراز کرده و از همگان مي خواهد که براي حفظ خانه، شهر و آرامگاه کوروش بزرگ، پدر حقوق بشر، که در دشت پاسارگاد و تنگه بلاغي پراکنده اند با اين کميته همصدا شوند.

در عين حال از همه ي اعضاي کميته، هموطنان ايراني، و علاقمندان به گنجينه هاي بشري، از هر مليتي که هستند، مي خواهيم که در هفته بزرگداشت کوروش، از 22 تا 29 اکتبر، در هر کجايي که زندگي مي کنيد چند ساعتي از وقت خود را صرف تکثير اين اعلاميه و جمع آوري امضا براي نجات دشت پاسارگاد کنيد.

با مهر و احترام

اکتبر2006

کميته بين المللي نجات دشت پاسارگاد

http://www.savepasargad.com/

شماره فکس: 9630 - 352 - 509 (آمريکا)

آدرس پست الکترونيکي: admin@savepasargad.com

 

 

 

 

*****

Link to comment
Share on other sites

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!

Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.

Sign In Now
 Share

×
×
  • Create New...